عصر عاشورا نه تنها پایان راه نیست بله آغاز راه است
تنها شرطش این است زرق و برق دنیا و سازو برگ جنگ بهای زنده بودنت نباشد.
دل به زرق و برق دنیا بدهی حر را سوار بر تخت یک عمارت در حکومت یزید باید ببینی …
چشم به سازو برگ جنگی هم بدهی، حر را یکی از فرماندهان لشگر ۳۰هزار نفره باید ببینی، پس حسین و ۷۲تن از یارانش را اصلا نباید ببینی …
ولی حر از همه اینها چشم پوشید: مگر میشود ادمی درپی سعادت باشد ولی با حسین بجنگد…
هر چه نور آفتاب جای خودش را به تاریکی میداد، کشتی نوح حسین بیشتر خودش را از ساحل دنیا جدا میکرد.
اما مردد است …پشیمان … بیشتر از همه شرمنده ی مادر حسین است … گمان نمیبرد کار به اینجا بکشد…
میخواست که جبران کند ولی امید نداشت: به خود میگفت،اگر بروم و قبولم نکند چه کنم؟ اصلاً مرا از دور ببیند چه میگوید؟؟؟
از دور خوب کشتی امام را برانداز کرد،جای تردید نبود
کشتی امام برای حر هم جای داشت با اغوشی باز …
پناهی جز حسین نیست…
حر پناه برد تا رسید صدای امام به استقبالش امد
حر سرت را بالا بگیر…
معیار تی وی ( مرجع تولید و توزیع محتوا جبهه انقلاب)
دیدگاه های حر ریاحی در پناه امام حسین علیه السلام ( پوستر موشن )
